تغییرجنسیت؛ بیماری پولدارها یا واقعیت تلخ
16 بازدید
موضوع: جامعه شناسی
محل مصاحبه : تبریز
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : خبرگزاری مهر
تاریخ نشر : Mar 11 2010 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

تغییرجنسیت؛ بیماری پولدارها یا واقعیت تلخ

صحبت کردن با "ترنس" ها یا کسی که نمی دانی در کدامیک از دسته بندیهای جامعه قرار می گیرد کار چندان ساده ای نیست. پس از یکسال دوری و بی خبری به همان شماره ای که سالها با او تماس گرفته بودم زنگ زدم...

به گزارش خبرگزاری مهر، اگر بعد از یکسال دوری از دوستی او را در خیابان با جنسیتی دیگر ببینید چه حالی پیدا می کنید؟ شاید هرگز باورتان نشود... یا شاید برایتان غریبه ای بیش نباشد، مواجهه با این پدیده هم هیجان انگیز است و هم شاید سخت.

ایران از جمله کشورهایی است که عمل جراحی "تغییر جنسیت" در آن قانونی است. در همین حال ایران تنها کشوری است در خاورمیانه که اجازه چنین عملی را به افراد می دهد که این ویژگی تنها در کشورهای پیشرفته مشاهده می شود. علاوه بر این، بزرگان دین و علمای فقه پویای شیعه از جمله حضرت امام خمینی (ره) نیز به شرط تائید پزشک مورد اعتماد ، چنین عملی را جایز دانسته اند. بر همین اساس در ایران افرادی که در وجود فیزیکی آنها تغییرات ناخواسته ای صورت گرفته به راحتی می توانند به اصل خود بازگردند.

صحبت کردن با "ترنس" ها یا کسی که نمی دانی در کدامیک از دسته بندیهای جامعه قرار می گیرد کار چندان ساده ای نیست. پس از یکسال دوری و بی خبری به همان شماره ای که سالها با او تماس گرفته بودم زنگ زدم... صدای پرصلابتی از آن سوی خط پاسخم را داد ... دستم لرزید! صدایش مردانه تر از آن بود که تصور می کردم. منتظر شنیدن صدایی دخترانه بودم زیرا تصور می کردم او اگر ظاهرش را هم عوض کند صدایش را که نمی تواند!

پس از دقایقی گفتگو خیلی چیزها برایم روشن تر شد... در انتهای صحبتم مطمئن بودم که او یک پسر است! کسی که 21 سال از عمرش را در قالبی دخترانه زندگی کرده و اکنون با جنسیتی دیگر انگار به دنیا آمده است.

برای گفتگو با وی به تهران رفتم. حضورم در تهران فرصتی بود تا با مراکزی که با این بیماران از نزدیک در ارتباطند نیز آشنا شوم.

تصور می کردم اینگونه مراکز شاید تنها جایی باشد که با افرادی که اختلالات هویت جنسی دارند همانند افراد عادی برخورد شود اما حتی نگاههای پرستار مرکز تصوراتم را درهم ریخت. وارد سالن شدم. دختران و پسرانی در انتظار نشسته و بعضی در حال مطالعه بودند.

در چهره هر دختری به دنبال یک پسر و در صورت هر پسری سایه ای از دختر را می جستم... خواستم تا در یکی از جلسات مشاوره به عنوان شنونده حضور داشته باشم. اجازه ندادند! مراجعه به اتاق رئیسی که طبق اصل ریاست در اتاقش نبود و انتظار و تماسهای تلفنی نیز کارگر نشد... ناامید بازگشتم...

بیماری پولدارها یا...

چند دقیقه ای که منتظرش بودم چهره تمام پسرهایی که از کنارم می گذشتند دخترانه می نمود! با او تماس گرفتم و صدای زنگ تلفنش که در چند قدمی ام بود او را به من معرفی کرد. پسری کامل! پیراهن آستین کوتاه و کوله پشتی بزرگ... دیگر نه رفتارش، نه گفتارش و نه حرکات و لباس پوشیدنش هم بیانگر روحیات دخترانه نبود!

یاد اولین جمله اش پشت تلفن می افتم : "خانم ما که حادثه نیستیم. یکی می خواست در صفحه حوادث در مورد من بنویسد. مگر من قاتلم؟ مگر دزدم؟"

تمام تلاشم را برای طبیعی بودن می کنم. هر چند دستهای لرزانم از چشمهای باهوشش پنهان نمی ماند و البته کمی شرم در نگاه مردانه اش برق می زند.

می گوید اولین چیزی که به یادم می آید حسادتم به پسر خاله ام بود. پسر خاله ای که همیشه همبازیم بود و مجبور نبود موهایش را بلند کند! از بازی فوتبال در کوچه به همراه پسرها می گوید و اینکه خانواده در آن مرحله هیچ تصور نمی کرد دختر کوچولویشان روح پسرکی بازیگوشی را دارد!

مخالفت رسمی اش را با پوشیدن دامن در کلاس اول ابتدایی اعلام کرده و این آغاز اعتراضهای پسرانه اش به شمار می رفته است. به نقطه ای نامعلوم خیره می شود.. می گوید: خیلی شبها آرزو می کردم صبح که بیدار می شوم پسری بازیگوش شوم اما...

از لذت کوتاه کردن موهایش که حرف می زند لبخند معصومی هم بر چهره اش نقش می بندد. این پسر شاد و سرزنده مقابلم دوران مدرسه را گوشه گیر و مظلوم سپری کرده است. بازیهای پسرانه ای که او دوست داشت و همکلاسیهایش دوست نداشتند او را تبدیل به دانش آموزی ساکت و گوشه گیر کرده بود. البته آن روزها هم روحیه پسرانه اش بود که او را تبدیل به سرگروه و لیدر بچه های مدرسه کرده بود!

خاطرات 21 سال گذشته برایش عذاب آور بود. سختی زندگی برایش به جایی رسیده بود که گاهی به مرگ هم فکر کرده است. البته هرگز دست به چنین اقدامی نزده است. وقتی گفتم هیچکدام از ویژگی هایت تداعی گر دختر نیست، حق به جانب نگاهم کرد و گفت من ذره ای احساس دخترانه ندارم. بعد از عمل رفتارم عوض نشد. من همین بودم.

در مورد احساسهای دوران دبیرستان دوست ندارد حرفی بزند. می پرسم کی به این نکته پی بردی که می توانی تغییر جنسیت دهی. انگار به آن روزها رفته باشد، می گوید: اصلاً با این واژه آشنا نبودم. تا اینکه به طور اتفاقی یکی از آشنایان که در یکی از رشته های پزشکی تخصص دارد موضوع را برایم روشن کرد.

او ادامه می دهد: از قانونی بودن عمل تغییر جنسیت هیچ اطلاعی نداشتم. فشار روانی به قدری آزارم می داد که حتی به عمل غیرقانونی و شناسنامۀ جعلی نیز فکر کرده بودم. مدتی هم فکری کردم این عمل فقط برای افراد دو جنسیتی است و من راهی به جز تنهایی ندارم!

ادامه داد: با مقالاتی که از اینترنت گرفتم در این زمینه اطلاعات کافی به دست آوردم. موضوع را با خانواده مطرح کردم اما بلافاصله با مقاومت شدید آنها روبرو شدم. آنها فکر می کردند که من به خود تلقین می کنم.

لبخند معناداری زد و گفت: مادرم فکر می کرد این بیماری فقط برای پولدارهاست که از سر شکم سیری به فکر تغییر جنسیت می افتند!

از روند طولانی گرفتن مجوز برای عمل می گوید و لبخندهای گاهی غمگین صورتش را آذین می بندد. ادامه می دهد: به قبل از عمل که فکر می کنم گریه ام می گیرد. عکس های قبل از عمل را از بین برده ام.

با حالتی که میان طنز و غم است از دعواهایش با مادر بر سر نپوشیدن لباس دخترانه می گوید و از پدری که از همان زمان که مشکلش را فهمید او را با نام جدید پسرانه اش خطاب کرد!

شاید او جزو تعداد انگشت شماری است که خانواده شان با عمل آنها موافقت کرده و بعد از عمل نیز ارتباط خود را با خانواده حفظ کرده اند. می گوید من تازه یک سال است که به دنیا آمده ام. با این روحیه شاد حتی مریض هم نمی شوم.

می گویم مرکز مشاوره به سئوالاتم جواب نداد. سری تکان می دهد و می گوید شاید از خانواده ها می ترسند. خیلی ها می آیند و تهدید می کنند. او دل پری دارد از اطلاعات اشتباهی که در اینترنت پخش شده در مورد لزوم هزینه های زیاد برای گرفتن شناسنامه و ...

می گوید با شش میلیون تومان هزینه در مرحله اول عمل، شناسنامه گرفتم. جمله آخر را که می گوید پر است از غرور مردانه. شناسنامه ای جدید دارد که هویت واقعی او را بعد از 22 سال نشان می دهد.

فتوای رهایی بخش امام (ره)

بحث تغییر جنسیت که پیش می آید، همراه است با کوهی از سئوالات شرعی و حقوقی. فتوای تغییر جنسیت را برای اولین بار امام خمینی (ره) بعد از انقلاب در پاسخ به درخواست مردی که قصد داشت عمل تغییر جنسیت انجام دهد، صادر کردند. البته پس از آن رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای، آیت اله مکارم شیرازی، آیت الله موسوی اردبیلی نیز مباحثی پیرامون مجاز بودن عمل و مسائل شرعی پیرامون این بیماری مطرح کرده اند.

دخترها موفق ترند

"کبری هویت طلب" یک پرستار بیهوشی است که در چند عمل تغییر جنسیت حضور داشته است. به عقیده او در عمل تغییر جنسیت کسانی که دختر می شوند، موفقترند. او معتقد است پسرها نمی توانند زندگی عادی داشته باشند و ازدواج موفق و زندگی خانوادگی مطلوب در آنها به ندرت به چشم می خورد.

هویت طلب می گوید: اکثر کسانی که تغییر جنسیت می دهد در مرحله تخلیه اندام های جنس قبل می مانند و عمل های تکمیلی را انجام نمی دهند چرا که متوجه می شوند تا همین جا هم کار اشتباهی کرده اند!

وی با اشاره به برخی عواقب منفی از تغییر جنسیت به دلیل شرایط اجتماعی می افزاید: این افراد در نهایت در جامعه پذیرفته نمی شوند و به سمت افسردگی و خودکشی می روند.

واقعیتی تلخ

زهرا اسدالله پور، جامعه شناسی است که عمل تغییر جنسیت را واقعیتی تلخ در جامعه دانسته و به مهر می گوید: این شخص بخواهد بخشی از وجودش را انکار کند و آن را به تیغ عمل بسپارد بسیار دردناک است.

او می گوید: اگر چنین افرادی با همان بیولوژی دوگانه زنانه - مردانه در جامعه پذیرفته شود و برایش احترام قائل باشند دیگر نیازی به عمل نیست.

این کارشناس جامعه شناسی، عقیده دارد در عین اینکه تصور می شود این عمل امکانی است برای اینطور آدم ها که می توانند به جنسیت دلخواهشان برسند در واقع پشت قضیه انکار بخشی از آن فرد وجود دارد.

اسدالله پور با بیان اینکه انجام عمل خبر خوشایندی نیست می افزاید: این امر بیانگر زمینه های اجتماعی است که باعث می شود این فرد واقعیت خود را نپذیرد. به اعتقاد وی، در این صورت جامعه با اینکه فرد خود را نمی پذیرد مشکل ندارد! و حتی او را تقدیس می کند.

البته من از دوستم که تغییر جنسیت داده بود پرسیده بودم که اگر جامعه تو را همانطور که بودی می پذیرفت عمل نمی کردی؟ اما او پاسخی به غیر از گفته های اسدپور داده و گفت: بعضی ها قیافه مردانه دارند و نیازی به عمل ندارند. من اگر جسمم زنانه نبود، عمل نمی کردم. اما مشکل من جامعه نبود. خودم از نظر جسمی در عذاب بودم.

اما زهرا اسدپور معتقد است اینکه انسان از بخشی از وجود خود متنفر باشد، طبیعی نیست بلکه این "تنفر" است که باید درمان شود.

حکم تغییر جنسیت و طریقه استنباط احکام موضوعه

حجت الاسلام حامد ابوالحسنی، دین پژوه و مشاوره دینی در این رابطه به مهر می گوید: براساس احکام، دلیلی بر حرام بودن اصل تغییر جنسیت وجود ندارد. لکن انجام دادن این عمل از راه مشروع، مشروط بر آن است که شخص گرفتار حرام های جانبی نشود.

وی همچنین در پاسخ به سئوالی در مورد حکم افراد متأهلی که ازدواج می کنند می گوید: اگر جنسیت یکی از زن و شوهر تغییر کند، از هنگام پدید آمدن تغییر، عقد نکاح آن دو باطل می شود چرا که ازدواج مرد با مرد یا زن با زن مشروع نیست. اما اگر تغییر جنسیت همزمان باشد، عقد آنان باقی می ماند.

در این میان بحث مهریه نیز پس از تغییر جنسیت زنی که مرد می شود از سئوالات اجتناب ناپذیر است. وی در این خصوص می گوید: دلیلی بر ندادن مهریه به طور مطلق وجود ندارد، باطل بودن نکاح، بر اثر نبود امکان بقای اعتبار زوجیت است زیرا در این مثال آن دو به دو مرد و یا دو زن تبدیل شده اند و دلیلی ندارد بر اینکه عقد و قرارد پیشین، از هنگام تغییر جنسیت فسخ شود.

حجت الاسلام ابوالحسنی همچنین می گوید، هر گاه مادر تغییر جنسیت دهد و به مرد تبدیل شود، بر فرزندان نابالغ خود ولایت پیدا نمی کند. زیرا عنوانی که برای ولایت ثابت می شود عبارت است از: عنوان پدری و مادر به صرف اینکه تغییر جنسیت دهد، پدر نمی شود. همچنین در مورد ارث، کسی که زن بوده و در هنگام مرگ مورث به مرد تغییر جنسیت داده است، دو برابر زن ارث می برد و عکس آن نیز صادق است.

*********

سرازیری مرکز مشاوره را پایین می آیم. چهره مردانه دوستی را که تا همین یکسال پیش در جمع دخترانه ما همیشه گوشه گیری را انتخاب می کرد، از مقابل چشمانم کنار نمی رود. او دیگر گوشه گیر و تنها نیست.

گرچه او در زندگی جدید خود مجبور است سئوالهای جامعه را در طرز نگاه به این افراد تحمل کند،‌اما به هر حال من مردی دیدم با اعتماد به نفس و روحیه مردانه که یک سال است متولد شده است.

آدرس اینترنتی